
درتشکیل " جمعیت دموکراتیک خلق " نقش فعال ببرک کارمل
ای پیشرو نسل جوان ، باز بخیز
ای لعل بدخش ونکته دان، باز بخیز
پیغام زمان وزنده گی را برسان
درگوش کر ستمکشان باز بخیز
" فروغ هستی "
بخش هفتم
انشعابا ت درون جمعیت دموکراتیک خلق
دربخش ششم تاریخ جمعیت دموکراتیک خلق پیرامون عوامل عینی ، ذهنی ، شرایط دا خلی و بیرونی ، انگیزه ء انشعاب و توسعه ء کمیته ء مرکزی منتخب کنگره موءسس " جمعیت دموکراتیک خلق " و درباره ء تغییر ترکیب وتعداد اعضای کمیته ء مرکزی منتخب کنگره ء اول وانتخاب دکتر شاه ولی و نور احمد نور به عضویت اصلی کمیته ء مرکزی وانشعاب کمیته ء مرکزی منتخب کنگرهء موءسس به فرکسیونهای "خلق" و" پرچم " ، به ایجاز کامل حقایقی بیان شد . این رویداد تلخ تاریخ نیز بازتاب روشن یافت که انشعاب برای نخستین بار از سوی گارد حفیظ الله امین دردانشگاه کابل اعلان گردید و کمیته ء مرکزی " جمعیت دموکراتیک خلق " به تاریخ 14 ثور 1346 به دوفرکسیون " خلق " و " پرچم " وبا ترکیب زیرین منشعب گردید
17 : فرکسیون اقلیت
1 - نور محمد تره کی عضو کمیته ء مرکزی منتخب کنگرهء موءسس ( کنگرهء اول ) ، و منشی عمومی کمیته ء مرکزی " جمعیت دموکراتیک خلق
2 - محمد طاهر بدخشی عضو کمیته ء مرکز منتخب کنگره ء موءسس ( کنگره اول ) ورییس شعبهء تشکیلات
3 – دکتور صالح محمد زیری عضو کمیتهء مرکز متنخب کنگره ء اول
4 - دکتور شاه ولی عضو علی البدل کمیته ء مرکزی منتخب کنگرهء اول
سپس رییس تبلیغ وترویج فر کسیون "خلق "
دوم : فرکسیون اکثریت
1 : ببرک کارمل عضو کمیته ء مرکزی منتخب کنگره موءسس ( کنگره ء اول ) ومنشی منتخب کمیتهء مرکزی " جمعیت دموکراتیک خلق "
2 : دستگیر پنجشیری عضو کمیته ء مرکزی منتخب کنگره ء موءسس ( کنگرهء اول ) و رییس شعبه ء تبلیغ جمعیت دموکراتیک خلق
3 : شهرالله شهپر عضو کمیته ء مرکزی منتخب کنگر هء موءسس ( کنگرهء اول ) ورییس کنترول جمعیت دموکراتیک خلق
4 : سلطانعلی کشتمند عضو کمیته ء مرکزی کنگرهء موءسس ( کنگره ء اول) ورییس شعبه ء مالی جمعیت دموکراتیک خلق
5 : نور احمد نور عضو کنگرء موء سس ( کنگره ء اول ) جمعیت دموکراتیک خلق . واندکی بعد رییس تشکیلات فرکسیون "پرچم "
شایسته ء گفتن است که پس از انشعاب فرکسیونهای " خلق " و "پرچم " تب وتاب مبارزه درون فرکسیون " خلق " شدت یافت در مسایل تیوری سازمانی وبالا کشیدن فعالان سیاسی میان محمد طاهر بدخشی وحفیظ الله امین تفاوت نظرات آشکار شد سیاست خارجی سردار محمد داوود نیز بسود پاکستان ایران وکشورهای عربی خاور میانه وبزیان هردو فرکسیون خلق و پرچم چرخش تند کرد محمد طاهر بدخشی با تحلیل مشخص ازوضع جامعه جنبش اوضاع بین ا لمللی و چپگرد تند هیأت حاکمه به فکر وذکر جدایی از فرکسیون خلق وتجربه های نوین سیاسی وسازمانی افتاد
اینک به بیان موجز وذکر عوامل وانگیزه ء جدایی م .طاهر بدخشی از فرکسیون " خلق " نیز آغاز میشود
18: - انگیزه جدایی محمد طاهر بدخشی از فرکسیون خلق
برای شناخت بهتر انگیزه ء جدایی محمد طاهر بدخشی از فرکسیون خلق ، باید به سراغ هستی اجتماعی وزنده گینامه او رفت وبستر ا جتماعی فرهنگی وملی این شخصیت چند بعدی راشناخت .
به استناد یادداشتهای قلمی جاودان یاد محمد طاهر بدخشی ونوشته های دوستان ونزدیکان او ، در یاد نامه ء " بیست سال پس از شها د تش " با اطمینان محکم میتوان نوشت که :
روز تولد محمد طاهر بدخشی هشتم عقرب 1312 وروز شهادت این آزاده مرد نیز هشتم عقرب 1358 خورشیدی است مادر محمد طاهر بدخشی دختر افسقال ( سپید مو ) " لطف الله لطفی " ازخانان محلی تاجیک وپدرش وکیل ذاکر نبیرهء مرزا عزیز "مغل بیگی " بود ه است
اگر که پدر م.طاهر بدخشی زمیندار میانه حال ومتنفذ روشن بین محلی بود .ولی به دلیل ظلم وستمی که از محمد گل مهمند ودیگر والیان ومقامات بلند پایه ء دولت بویژه در جریان مبارزات دورهء هفتم شورای ملی ،تا مغز ستخوان احساس کرد به آلت اجرای مقاصد پست وپلید پایگاههای محلی دولت مرکزی هرگز مبدل نشد.
م.ط. بدخشی در چنین بستر اجتماعی فرهنگی و قومی ومذهبی در شهر کوچک فیض آباد ولایت بدخشان چشم به جهان گشود و پرورش یافت در دوران کودکی ( تا 18 ساله گی ) به آموزه های مذهبی مطالعه شعر ا دبیات تاریخ وجغرافیه پرد اخت . به قرار روایتی " 1500 جلد کتاب ورساله های خوب وخراب آنزمان را دردوران کودکی نوجوانی وجوانی به دست آورد ،به عاریت گرفت ودر بدخشان مطالعه کرد " ولی این آ ثار باهوده وبیهوده وگونه گون اورا به گفته ء خو دش " از تخصص سودمند بدور ماند "
- بطور کلی معلومات ابتدایی مذهبی ، شعور روشنفکرانه ، فضل وهنر میرزا زاده گی ، آگاهی سنتی تاریخی و محلی از "ستم ملی " ،
- معلومات ادبی معاصر از صدرالدین عینی ، ابوالفاسم لاهوتی ، شاعران تاجیک ، عارف قزوینی ،میرزا ازاده عشقی وآثار علامه اقبال لاهوری ،
- کسب معلومت فلسفی از راه مطالعه ء کتب چاپ ایران ومطالعهء ادب کلاسیک فارسی بویژه : مطالعه مثنوی مولانا ی بلخی ،اشعار بیدل ،کلیات سعدی ،دیوان خواجه حافظ شیرازی و شاهنامهء فردوسی همه درتکا مل ورشد شخصیت چندین بعدی ، دانش ،بینش گسترده ء محمد طاهر بدخشی نقش فعال داشته است ازین معلومات موجز میتوان چنین نتیجه گرفت که زنده یاد م.ط. بدخشی ازکودکی نو جوانی ،جوانی ونیمه سالی در جست وجوی حقیقت منزل میزد . شجاعانه گام می نهاد
درجوانی شوق نویسنده گی پیداکرد ویکرشته مقالات ادبی تاریخی واجتماعی نوشت شوق سیاست اورا به جوش وجنبش آورد درتشکیل "جمعیت خراسا ن " با دانش آموزان لیسه های شبانه ء دارلمعلنین کابل ابن سینا و لیسه حبیبیه وجوانان بیدار ولایات بدخشان بلخ وجوزجان وسمنگان اشتراک فعال کرد
وهمانگونه که در بخشهای گذشته به روشنی بیان شد . بنیاد این سازمان در باغ بابر ودر شهر کابل (1331 خورشیدی ) همزمان با هسته ء مرکزی سازمان " آبادی خواهان میهن " نهاده شد این سازمانها در شرایط اختناق سیاسی سردار محمد دا وود صدراعظم پیشرفتی نتواست مرکز “آبادی خواهان میهن “ درفیض آباد بدخشان بود ویک افسر باز نشسته ء صحیه ونزدیکان او بنا م عبدالروءوف ضیاءزاده آنرا رهبری میکرد .
هنگا میکه م.ط بدخشی برضد استبداد استعماری شاهان وامیران ومستبدین افراطکار تمامی گروههای قومی افغانستان موضعگیری وازمنافع زحمتکشان و مردم تحت ستمهای اجتماعی ملی مذهبی وتبعیضهای گونه گون پشتیبانی میکرد هواداران نظامات قبیله سالاری وعظمت طلبی قومی م .ط بدخشی را آگاهانه یا غیر آگاهانه وبه خطا پایه گذار " ستم ملی " تجزیه طلب ودشمن خلق افغان قلمداد میکرده ،عملا آب به آسیاب امیران شا هان وابسته به استعمار میریخته اند ولی محمد طاهر بدخشی خلاف این سیاست عظمت طلبانه قومی از طرح اصولی "حل مسألهء ملی " درکشور چندین قومی ما دفاع میکرد زنده گی وزمان صحت طرحها وپیشبینی های تاریخی اورا درباره حل مسأله ملی مشارکت همه گروههای قومی در اداره سیاست وثروت جامعه به ثبوت رسانید
م.ط بدخشی بارها به نور محمد تره کی منشی عمومی وکمیتهء مرکزی هوشدار داده بود که حفیظ الله امین درنژاد پرستی نسل کشی ونظامیگری کمتر از محمد گل مهمند نیست ؛نباید نقش او در رهبری جمعیت دموکراتیک خلق برجسته شود ولی به انتقادها ،اعتراضها وپیشنها دهای سازنده وسالم م.ط. بدخشی هرگز تمکینی نشد . ناگزیر راه خودرا ازفرکسیون خلق جدا و " محفل انتظار" را در سال 1347 خورشید ی تشکیل کرد . ( 62) درنتیجه تشدید مبارزات درون جنبش ضد زمینداری اربابی وضد امپریالستی و پیچیده شدن اوضاع سیاسی کشورهای پیرامون افغانستان در "محفل انتظار " نیزگرایشهای متفاوتی آشکار شد و دوشاخه ء روینده ء آن به نامهای زیرین :-
1 ) : سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان ( سازا ) ،
2) : سازمان فدایی زحمتکشان انقلابی افغانستان ( سفزا )
شیوه ها وسایل راهها واشکال گونه گون مبارزهء مخفی علنی مسالمت آ میز و گهگاه قهر آمیز را مشق وتجربه کرد ند
- مولانا بحرالدین باعث رهبرشاخه ء " سفزا " در آستان زوال وسقوط سلطنت ، بسوی دهقانخانه های درواز بدخشان کوهی و بسوی توده ها رفت ولی هنوز پایگاه اجتماعی نیرومندی در دل و دامان کوهپایه ها پامیر نسا خته بود که تلاشهای پر امید ش ،از سوی متنفذین شریر محلی درهم شکست وناکام شد با چهارتن ازهمرزمان خود ازسوی مقامات امنیتی ولایت بدخشان گرفتار محاکمه وبه زندان قلعه ء کرنیل فرستاده شدند وپس از قیام مسلحانه ء 26 سرطان واستقرار نظام جمهوری سردار محمد داوو د درست به تاریخ 16 اسد 1352 خورشیدی به فرمان سردار محمد داوود ازسلولهای مجرد زندان قلعه کرنیل دهمزنگ یکجا با زندانیان سیاسی خلق شعله ء جاوید ( دموکراتیک نوین ) آزاد شد ند .
زنده یاد محمد طاهر بدخشی نیز به اساس همین موضعگیری مستقل ملی گرایش نا وابسته گی و مشق مبارزات صلح آمیز ومسلحانه ء خویش در دردوران حکومت سردار نوراحمد اعتمادی ودولت بیروکراتیک نظامی سردارمحمد داوود چندین بار به زندانها افتاد وبه روایت همزنجیر استوار خویش محترم بشیر بغلانی در زندانهای افراطکاران مستبد تاریخ " رنج وعذاب جسمانی وروانی کشید ولی از خود دفاع کرد وسربلند بیرون آمد "
سرانجام در دوران حکومت بی رقیب حفیظ الله امین، بدون هیچگونه جرمی وگناهی وبدون محاکمه ء علنی وقانونی با فرزند جوان و انبوهی از هودارا ن و همزنجیران خود به زندان افتاد ودر زندان پلچرخی به جاودانه گی پیوست
18 - شبح " ستم ملی "
هیچ شخصیت سیاسی با وجدانی منکر این حقیقت شده نمی تواند که درکشورما هرگز حزب سیاسی وسازمانی به نام "ستم ملی " وبا آیین نامه و مرامنامه ء مستقلی فعالیت سیاسی نداشته است
هنگامی که سازمان وحزبی بنام " ستم ملی " بویژه در سالهای بین 1343- 1352 تشکیل وتأسیس نشده بود بازهم این پرسش در ا ذهان مردم پیدا میشود که این نام مجعول و " شبح " ( کالبد وسیاهی ایکه ازدور به نظر می آید ) ازکجا کی چرا وتوسط کدام شخص گروه قومی ،مذهبی سیاسی داخلی یاخارجی وارد مطبوعات زبان وتاریخ نوین جامعه ما وبه کشورما صادر شده است ؟ وچرا از نام "ستم ملی " واین شبح " الف هارون " موءلف کتاب " داوود خان دکی.گی .بی په لومه کی " ، موءرخان ودولتمردانی چون سید قاسم رشتیا ،میر محمد صدیق فرهنگ ،صبا ح الدین کشککی ، با سف ، دکتر کارگون ودیگر افغانستان شناسان شوروی ، امریکایی هواداران "خلق " ، " پرچم " تنظیمهای تندرو طالبگرایان درون وبیرون دولت اسلامی امروزین وصوفی قربان بدخشانی تندرو مشهور جنبش اسلامی با احساس نفرت خصومت وترس ولرز یاد میکرده اند ومیکنند ؟
برای پاسخ مستند به اینهمه پرسشها اینک به مقالهء پژوهشی قاسم شاه سکندروف دکتر علوم تاریخ زیر نام " شناخت طاهر بدخشی در رسانه های شوروی " مراجعه وپژوهش میکنیم . این مقاله برای نخستین بار درمحفل بیستمین سالگرد شهادت زنده یاد م.ط بدخشی توسط این دانشمند اکادمی علوم جمهوری تاجیکستا ن مستقل خوانده شد وسپس درشهردوشنبه ازسوی " انستیوت شرقشناسی ومیراثهای خطی در سال 1379 خورشیدی طبع ونشر گردید .
دکتر قاسم شاه برای نخستین بار پرده از روی این "بدعت " تاریخ نوین کشورما برداشته وواقعیتهای تلخ زیرین را با شفافیت کامل کشف بیان و اینگونه افشاء گری کرده است که: " درتاریخ نگاری مطبوعات ورسانه های گروهی دوران اتحاد شوروی ، راجع به محمد طاهر بدخشی و " سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان " معلوماتهای پراگنده به نظر میرسد . گذشته ازین همه معلوماتهای ناصحیح وبعضا با تحلیلهای دور از واقعیت همراه بوده اند علت آن به نظر ما این چند عامل بوده میتواند :
- اول درین دوران اکثریت افغانستان شناسان شوروی دربارهء محمد طاهر بدخشی وسازمان سیاسی او معلومات کمتر داشتند
- عده ای هم چنین معلوماتی را دردسترس داشته اند که منابع اطلاعاتی آنان یا دستگاههای استخباراتی شوروی ویا پیروان " ح.د خ ا" بوده است .
طبعا حزب دموکراتیک خلق دربارهء" سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان " اخبار وشایعات غیر واقعی را پخش میکرد وخود م.ط بدخشی هم که منبع تبلیغاتی ونشراتی نداشت که اهداف سیاسی وموضعگیری خودرا بروشنی بیان وارایه کند
- گزینش سیاست عدم دنباله روی توسط م.ط بدخشی دلیل دیگری بود که در نظر مسکو به حیث متحد سیاسی واید ء یو لوژیک جلوه نه میکرد .
ازدیدگاه این دا نشمند وپزوهشگر ،عامل دوم این بوده است که :-
" انعطاف ناپذیری ونا وابسته گی "سازا" به گرایشهای عمده بین المللی دوران جنگ سرد ودست کم گرفتن شیوه های علنی کار شرایط انعکاس ستراتیژیک سازمان را ،درکشور وبیرون کشور محدود ساخته بود .
سومین ودقیق ترین عامل از نظر این دانشمند این واقعیت بوده است که :-
- "علم تاریخ نگاری شوروی ،سیاست حزب کمونست ودولت شوروی نخست مجموعه بهم وابسته بودند مقامات رسمی طبعا ، به "ح.د.خ.ا " وجناحهای خلق وپرچم جمعیت دموکراتیک خلق توجه بیشتر داشته اند تا به "سازا"
- دکتر قاسم شاه سکندروف با ذکر این عوامل به چنین نتیجهء قاطع دست یافته است که : م.ط. بدخشی را جناحهای ی "خلق وپرچم " ، اقغانستان شناسان ازجمله باسف ،دکتر کارگون ، همچون "ملیتگر ا" ، "تجزیه طلب " و "سکتریست " معرفی کرده بود ونام "ستم ملی " را رقیبان سیاسی محمد طاهر بدخشی بویژه حفیظ ا لله امین به او نهاده بوده اند ( 27 )
- ولی شهید م ط بدخشی علیرغم تبلیغات کینه توزانه ء نژاد پرستان و سیطره جویان قومی ، زحمتکشان انقلابی همهء گروههای قومی وپیروان ادیان مذاهب وطریقه های عرفانی ساکن کشور را بدون تبعیض وامتیاز رنگ جنس زبان شغل ومحل سکونت نیروهای اساسی محرکهء انقلاب دموکراتیک – ملی ارزیابی میکرد
- اوبه حق به این باور بود که فرزندان گروههای تحقیر شده ء قومی ومذهبی اقشار ولایه های زیر ستمهای گونه گون اجتماعی ملی وتبعیض مقدم بر فرزندان آسوده حالان واقلیتهای ممتاز جامعه به آگاهی انقلابی وبه سنگرهای گرم وسرد نبرد آزادی بخش ملی واجتماعی وملی رو می آورند وقربانی میدهند
- م.ط بدخشی برای نخستین بار در تاریخ سیاسی افغانستان " مسأ له ء ملی " راآگاهانه مطرح وپیشنهاد کرد که " دریک کشور کثیرالمله وچندین قومی به هیچوجه نباید عظمت طلبی سیاسی شیوع یابد . هریکی ازگروههای قومی واقلیتهای ملی ومذهبی حق دارد وباید که از تاریخ زبان فرهنگ دین مذهب وسنن پرافتخار وپسندیدهء ملی خود پاسداری نماید ودرگسترهء وطن واحد وتجزیه ناپذیر خود از حق خود مختاری برخوردار شود .
- اگر که م ط بدخشی با شناخت ژرف این ضرورت تاریخی ، استقرار نظام دولتی فدرال وراه روشن حل مسأله ملی را در ماده ء 6-7 مرامنامه جمعیت دموکراتیک پیشنهاد کرد وپس از غنای بیشتر به تصویب رسید ، طبع ونشر شد ولی همانگونه که ادامه دهنده گان راه ورسم مبارزه م. ط بدخشی در محفل باشکوه بیست ساله گی شهادت م.ط بدخشی با صراحت بیان کرده اند : - " نیروهای چپی وراستی تمامیت خواهان قومی همه یکدل ویک زبان " اورا به اتهام تجزیه طلب ناسیو نا لست ،سکتارست ، تنگ نظر ..و.و. تهدید تعقیب وبا انبوهی از همزنحیران وفرزند جوانش گرفتار زندانی وبه فر مان حفیظالله امین بدون محاکمه ، از حق زنده گی آزاد ومبارزه اگاهانه ء اجتماعی وملی در 8عقرب 1358 درست 46 سال پس از تولد ش محروم کردند ودرعمل در حق این مبارزان راه برابری حقوقی ملل ومردمان ، "ستم ملی " روا داشتند
- دیدگاه وپیشبینی تاریخی م .ط بدخشی
- در آستانه ء زوال دولت بیروکراتیک نظامی سردار محمد داوود دربهار سال 1356 وقبل از امضای سند وحدت موء رخ 12 سرطان 1356خورشیدی فرکسیونهای " خلق " و " پرچم "، باری درمنزل زنده یاد ظاهریونسی وکیل دورهء دوزادهم ولسوالی نهر شاهی ولایت بلخ ودرگذر گاه کابل ، این امکان برایم فراهم شد تا درباره ءاوضاع پرتب وتاب سیاسی و دورنمای جنبش ملی دموکراتیک کشور با محمد طاهر بدخشی تبادل نظر کنم . زنده یاد بدخشی در همان تازه گیها از شکنجه گاه و زندان سیاه سردار محمد داوود پس از یکسال واند ما ه شکنجه های جسمانی وروانی آزاد شده بود .درجریان این ملاقات خصوصی دربارء وضع مشخص جنبش وجامعه ودولت بیروکراتیک نظامی سردارمحمد داوود تبادل نظر صورت گرفت من اورا از افزایش تعقیبهای پلیسی دستگاه وحمله بر فعالان سازمانی و از خطر حملهء دیوانه وار سردار محمد داوود برنیروهای ملی ودموکراتیک جامعه بر حذر ساختم وهوشدار دادم . دران گفتگوی خصوصی به محمد طاهر بدخشی گفتم که وحدت یا اتحاد شاخه های پراگنده ء جریان دموکراتیک خلق ، به ویژه وجدت سازمانی سیاسی و رهبری "خلق " ،"پرچم " " سازا " ودیگر شاخه های روینده ء ملی ودموکراتیک کشور یگانه عامل آگاه وسا ز مانیافته میباشند که میتوانند وباید قدرت سیاسی لجام گسسته سردار محمد داوود را مهار واورا تکیه به جلوکنند ولی محمد طاهر بدخشی به این پندار بود که رهبران خلق وپرچم پیچ ومهره ها وافزارهای بی اراده سردار محمد داوود اند وهرگز باور وتصور نمی توانست که رهبران خلق وپرچم روزی بار دیگر با همدیگر اتحاد یا وحدت کنند وبا دولت بیروکراتیک – نظامی سردار محمد داوود دست و پنجه نرم بتوانند
م.ط بدخشی دران وضع مشخص پیشبینی میکرد تنظیمهای بنیادگرا با استفاده از تضادهای درون محافل حاکمه افغانستان وپاکستان از کشورهای امارات عربی کمکهای مالی اسلحه ومهمات بدست می آورند وبا بهره برداری از گرایشهای صوفیانه غلام حیدر رسولی وزیر دفاع ، قدرت سیاسی را تصرف میکنند.
م . طاهر بدخشی به کارایی پا لیسی و گرایش بین المللی رهبران خلق وپرچم باورخودرا باخته بود او چنین تصور میکرد که یگانه راهکار و شیوهء صحیح در شرایط افغانستان مبارزهء بی سروصدا وکار فعال در دهقا نخانه های شمال هندوکش وایجاد پایگاههای روستایی ودوام مبارزه ء مسلحانه است
م.طاهر بدخشی چنین می اندیشید که هرگاه نظامیگران پا کستا ن با تکیه بر تنظیمهای تندرو و نیروهای سازمان یافته ء دوسوی خط دیورند ،قادر به واژگونسازی دولت بیروکراتیک سردارمحمد داوود شوند درآن صورت سازمان زحمتکشان انقلابی افغانستان ( سازا ) ودیگر نیروهای ملی دموکراتیک ومیهن پرستان شمال و جنوب هندوکش جبهه متحد ملی خودرا برای نجات افغانستان می توانند که تشکیل کنند و زیر درفش دموکراسی ،استقلال ملی تمامیت ارضی حاکمیت ملی وهمبسته گی ملی تجاوز دشمنان آشکار وپنهان افغانستان واحد وتجزیه ناپذیر را دفع وطرد نمایند
بپاسخ این سخنان زنده یاد محمد طاهر بدخشی گفتم که زمان به شما اجاز ه نخواهد داد تا دهقانان پراگنده وفاقد سواد سیاسی کشور چندین قومی ما را به آسانی وبا آهنگی شتابنده برای دفاع مستقلانه بسیچ بتوانید ولی راه اتحا د وحدت نیروهای سازمان یافته آشکار وپنهان سیاسی شما مطمیِن تر ین با صرفه ترین و کوتاه ترین راه در شرایط کنونی کشور است .
جاودان یاد محمد طاهر بدخشی گفت این راهکار در ویتنام تجربه شده ونتایج آن امید بخش بوده است سازمان ما با قبول قربانی در راه پیروزی انقلاب ملی دموکراتیک زحمتکشان انقلابی وبدون وابسته گی به این یا آن ابر قدرت بسوی هدفهای ملی وآزادی بخش خود به پیش میرود وشما به مبارزه قانونی وصلح آمیز خویش کماکان ادامه دهید .(28)
به این ترتیب پس از چهار ساعت گفتگو ازهم جداشدیم این نکته نیز لازم به تذکر است که این ملا قا ت کاملا جنبهء شخصی داشته بود وازجریان آن به دفتر سیاسی گزارشی نداده بوده ام .زیرا این موضعگیری به نزدیکی نیروهای سازمانیافته جامعه مساعدتی نمی توانست .
به هرحال اتفاقا سردار محمد داوود یکسال پس ازین تبادل نظر خصوصی ما ، حمله دیوانه وار خودرا برضد رهبری جریان دموکراتیک خلق ، آغاز کرد واز سوی شاخه های نظامی آن به واکنش دادخوا هانه دفاعی مواجه گردید حزب دموکراتیک خلق قدرت را تصرف کرد محاسبات قبلی محمد طاهر بدخشی نیز برهم خورد ودرنتیجه ء مقاومت مسلحانه ء ناکام رزمنده گان "سفزا " در ولسوالی کشم بدخشان ، زنده یاد محمد طاهر بدخشی نیز همزمان به گرفتاری سلطانعلی کشتمند وجنرال قادر ازسوی حفیظ الله امین خودسرا نه وبدون تصمم دموکراتیک مقامات بلند پایه حزبی به زندان افتاد . اگرکه جاودان یاد محمد طاهر بدخشی با یاران نزدیک وفرزند جوان خویش در راه انقلاب دموکراتیک ملی وبرابری حقوقی همه گروههای قومی ومذهبی جامعه سرپرشور خودرا باخت ولی امری که برای آن مبارزه میکرد . از بین نرفت . ادامه دهنده گان سنن نبرد عادلانه م.ط بدخشی با تحلیل مشخص از وضع مشخص جامعه ، جراید وزین " میهن " و " آزادی " را به سردبیری روانشاد خلیل الله رستاقی و غلام سخی غیرت طبع ونشر کرد ند
محبوب الله کوشانی ، بشیر بغلانی واسحاق کاوه این سه تن ازهمرهان طریقت سیاسی محمد طاهر بدخشی درکرسیهای معاون صدراعظم ، وزارت پلانگذاری ، وزار عدلیه وو زات معادن وصنایع درکابینه ء سلطان علی کشتمند صدراعظم جمهوری دموکراتیک افغانستان همکاری نمودند . همچنین استاد ظهور الله ظهوری وچند عضو دیگر " سازا " درولسی جرگه دوران مصالحه ملی دکتور نجیب لله راه یافت وبه مقام معاونیت ولسی جرگه انتخاب شد و"گروپ پارلمان " سازمان خودرا رهبری کرد بنابرین خلاف طرز تلقی میر محمد صدیق فرهنگ موءلف کتاب " افغانستان در پنج قرن اخیر " ، "ساز ا " از آغاز تشکل و انشعاب پرسروصدای خویش از فرکسیون " جمعیت دموکراتیک خلق " در صحنه سیاسی در سلولهای مجرد وتا پای دار وکشتار گاهها ی حفیظ الله امین ودیگر مستبدان افراط کار تاریخ حضور داشته اند
همچنین مغایر روایت بی پایه ء صباح الدین کشککی در ( ص 145 - ص 515 ) کتاب " دههء قانون اساسی " ، این جانب وسلطا نغلی کشتمند ، هیچگونه پیوند تشکیلاتی سازمانی نهانی با سازا نداشته ولی زنده یاد محمد طاهر بدخشی وهمرهان طریقت سیاسی ایشان را نزدیک ترین متحدین ملی اجتماعی سیاسی " جمعیت دموکاتیک خلق " وسپس "حزب دموکراتیک خلق افغانستان" می شناخته ایم ودر غم وشادی همدیگر شریک بود ه ودر راه وحدت واتحاد با این سازمان از دل وجان گرایش داشته ایم
ازیاد آوری این رویدادهای تلخ تاریخ به این نتیجه ء روشن میتوان دست یافت که ازمیان تمامی رهبران سیاسی دههء دموکر اسی تا امروز م .ط بدخشی یگانهء شخصیت سیاسی تیز هوشی بود که با شناخت ژرف ازتاریخ وموقعیت سیاسی افغانستان چندین قومی چندین زبانی وچندین مذهبی ، " مسأله ء ملی " را بجا و به هنگام طرح و ازین طرح به هنگام نگارش مرامنامه جمعیت دموکراتیک خلق پشتیبانی بیدریغ کرد .ونظرات خودرا درماده های 6-7 بخش سیاسی مرامنامه
جمعیت دموکراتیک خلق پس از مباحثات طولانی وآوردن حجتهای تاریخی به کرسی نشانید
- م.ط بدخشی به این باور بود که بدون تأمین برابری حقوق سیاسی فرهنگی اقتصادی میان گروههای قومی واقلیتهای ملی ومذهبی افغانستان، جامعه ء استبداد کوفته ء ما از ستم اجتماعی ملی ونابرابری حقوقی رهایی نمی یابد وظلم ملی فرایند رشد مستقل ملی وهمبسته گی ملی کشور چندین قومی مارا کند وکند تروعمر رنجهای زحمتکشان وطن را طولانی میکند .
- م.ط بدخشی رشد مستقل ونا وابسته گی به این یاآن ابر قدرت را منطبق به منافع ملی وغرور سالم ملی مردم آزادی دوست افغانستان می پنداشت وبه این باور بود که گرایشها ی دنباله روانه ،احزاب سیاسی ، مردم ودولتها را به برده گان بی اراده وافزارهای اجرای اهداف سترا تیژیک ابر قدرتها مبدل میکند .
اختلاف نظر زنده یاد محمد طاهر بدخشی با فرکسیونهای خلق وپرچم فقط ازهمین جا واز مطلق کردن قطب مبارزه ء مسلحانه آغاز یافت
ببرک کارمل نیزدر سراشیب عمر هیچ پرستار ی را مهربان تر از مادر ومردم میهن نمی پنداشته اند واین اندیشه درآ خرین مصاحبه ایشان با مصطفی ژورنالست ایرانی درشهرک بندری حیرتان بازتاب روشن دارد
نا گفته پیداست که سیاستهای دنباله روانه ء حاکمیتهای چپی تنظیمی طالبی ودولت به اصطلاح "انتخابی اسلامی " حامد کرزی همه وهمه استقلال کامل سیاسی واقتصادی کشورمارا نقب گذاری کرد وبه خطر دنباله روی کورکورانه ازدو گرایش آشتی ناپذیر جهانی مواجه ساخت .
با هزاران دریغ ودرد میتوان گفت که درنتیجه ء پالیسی دنباله روانه رهبران حزبی دولتی درکشور ما ، نیروهای طرفدار انقلاب ، ضد انقلاب ، بنیادگرا یی واپسگرا یی وهوادار ان اقتصاد بازار آزاد ، افغانستان غیر منسلک را به پایگاههای نظامی ابرقدرتها گرهگاه تضادهای حاد بین المللی وبه میدان جنگ آزمایش و تجارت اسلحه و کشت خاشخاش خرید فروش وقاچاق مواد مخدر مبدل ومردم جا معه مستعد به تکامل مارا فقیر بیمار نا توان پراگنده وبه گوشه گوشه ء جهان آواره وسنگ فلا خن کرد ه ا ند .
نتیجه : درحال حاضر سیاست صلح دوستی همکاری واصول همزیستی مسالمت آمیز بین دولتهای دارای نظامات مختلف اجتماعی - اقتصادی ،سیاست عدم انسلاک بیطرفی مثبت وفعال وعدم دخالت ومداخله در امور داخلی همدیگر وغیر نظامی شدن دایمی ، تضمین دایمی این سیاست ، ازسوی همسایه گان وشورای امنیت ملل متحد وتعیین جدول زمانی بیرون رفت قوای خارجی از افغانستان یگانه سیا ست صحیح و اصولی میباشد که با منا فع ملل ومردمان افغانستان همسایه گان منطقه و جهان ما سازگاری دارد وآزادی حاکمیت ملی وتمامیت ارضی وصلح پایه دار افغانستان مستقل واحد وتجزیه ناپذیر منطقه وجهان مارا تضمین میکند
- زنده نام محمد طاهر بدخشی وهزاران همرزم وهمزنجیر او اگر که در در راه رشد مستقل ملی ناوابسته گی ملی وبرابری حقوق اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی زحمتکشان انقلابی افغانستان سرها وجانهای شیر ین وزنده گانی خودرا شجاعانه باخته اند ولی امریکه به خاطر آن مبارزه میکرده اند ، به مقیاس ملی منطقه وجهان روز تاروز درخشش بهتر ،غنای بیشتر ودرونمایه ء فعالتر کسب میکند . بیک سخن پراگنده گی سیاسی سازمانی و رهبری تک قومی وقبایلی مداخله ودخالت جرنیلهای کهنه کار پاکستا ن وطاعون بنیادگرایی و سکون پرستان منطقه از آنسوی مرز دیورند ، بیش از هر زمان دیگر ی باز هم ضرورت اییتلافها ،اتحاد ها وتشکیل جبهه متحد ملی –دموکراتیک و تحکیم پایه های وحدت ملی علیه تجاوز وحشیانه ء آشکار طالبان ،القاعده تیرورزم بین المللی و جنایات سازما نیا فته نظامیگران پا کستا ن و میراثخواران استعمار بریتا نیای کبیر را درین گرهگاه تضادهای حاد بین المللی برجسته وبرجسته تر میکند
به امید غلبه ء جبهه ء نور وروشنا یی ،بر سپاه گمکرده راه طالبان ظلمت وشرکای داخلی وخارجی آنان
باعرض حرمت
پایان بخش هفتم
اکادمیسین دستگیر پنجشیری
ایالت وا شنگتن – امریکا
19قوس 1387 خورشیدی
برابربه 8 دسامبر 2008 ع
مدارک
------------------------------
( 26 ) : گزینش وروایت از " یاد نامه ء محمد طاهر بدخشی
بیست سال پس از شهادتش "
مهتمم : صاحبنظر مرادی
محل چاپ: شهردوشنبه
سال چاپ : عقرب 1379 برابر به نوامبر 2000
ناشر : موءسسه ء شرقشناسی وآثارخطی اکادیمی علوم
تاجیکستان
( 27 ) : شناخت محمد طاهر بدخشی در رسانه های شوروی ص.ص.
126 – 133 ؛ قاسم شاه سکندروف دکتر علوم تاریخ .
نشرکرده ء موءسسه شرقشناسی وآثار خطی اکادیمی علوم
تا جیکستان . سال چاپ عقرب 1379 خورشیدی
برابربه نوامبر 2000ع .
( 28 ) : گزینش وگزارش از : ظهور وزوال ح .دخ.ا ص 179 – ص 182
اقتباس شده از سایت آریایی