طوفان جهان ما جها نگــیر بود

هر جا نگری شکست زنجــیر بود

برخیز ای نســـل جــوان وطنم

شبخون بزن که وقت شبگیر بود

“ فروغ هستی “

بخش دوم

1 – عوامل بیرونی ودرونی “تشکیل جمعیت دموکراتیک خلق “

درنتیجه ء چرخش سیاست خارجی افغانستان بسوی نزدیکی با کشورهای ایران پا کستا ن وکشورهای عربی خاورمیانه زمینهء امضای قرار داد آب دریای هیلمند با حکومت ایران فراهم شد .درین معاملهء خطرناک محمد ظاهرشاه، سردارعبدلولی وموسی شفیق نقش فعال ومرکزی داشته اند ولی علیه معاملهء فروش آب وآ بروی مردم میهن ، محمد هاشم میوند وال فرکسیونها ی خلق وپرچم گروه کاروشاخه های آشکاروپنهان انشعابی جمعیت دموکراتیک خلق افغان ملت ودیگر نیروهای ملی ووطندوستان شهرکابل در تظاهرات خیابانی خشم وخروش خودرا بیان داشتند ولی علیرغم مخالفت گسترده نیروهای ملی دموکراتیک ومترقی درون وبیرون پارلمان قرا رداد استفاده ازدریای هیلمند درنتیجه امر نهی تخویف تهدید و تلقین شخص محمد ظاهر شاه سردار عبدلولی وموسی شفیق صدراعظم به اکثریت آرای اعضای ولسی جرگه تصویب گردید. وبه این نیرنگها ی پشت پرده ومانورهای درباری در پایان دههء اخیر دموکراسی ، طبل کهن و گوشخراش دنباله روی ،معامله گری وتجارت سیاسی با واپسگرایان منطقه وسلاطین نفت نوش جهان ، به وساطت شاه ایران وکشورکانادا در کشورما نواخته شد . مناسبات خاندان سلطنتی افغانستان وایران شهنشاهی درنتیجهء قرارداد آب هیرمند و “ مساعی جمیله “! شاه ایران بهبود یافت شایستهء گفتن است که فرایند این مناسبات باگسیل پیامی ازسوی شاه ایران درجشن چهلمین سالگرد استرداد استقلال آغاز یافت ، استاد بدیع الزمان فروزانفر رییس دانشکدهء علوم منقول و موءلف کتاب احادیث مولانا جلال الدین بلخی پیام آور دربار پهلوی به دربار کابل بود. ازا ن پس مسافرتهای رسمی ودیدو باز دیدها میان شاهان ومقامات بلند پایهء دولتی کشور های ایران ، پا کستان به افغانستان روبه افزایش وروابط آنان روبه بهبود نهاد (4)

در چنین شرایط سیاسی اقتصادی اجتماعی داخلی و بین المللی به هنگامیکه آرایشگران نقابدار وبی نقاب دستگاه حاکمهء کهنه کار ، مبلغان برجستهء زمینداری اربابی - قبیله سالاری زیر شعار” دموکراسی افغانی “ ، “ دههء دموکراسی “ “ مشروطیت “ ، “دموکراسی تاجدار” ، طبل گوشخراش وکهن سازش کاری وآستان بوسی را می نواخته اند ؛ وارثان واد ا مه دهنده گان سنن پسندیده ء مبا رزات داد خواهانهء “ ویش زلمیا ن” ، “ جمعیت وطن “ غبار فقید و اشتراک کننده گان برجستهء جنبش دانشجویان “ دانشگاه کابل” با الهام ازمبارزات ضد استبدادی مشروطه خواهان ووکیلان دوره ء هفتم شورای ملی ، برای نخستین بار درفش مبارزه ء ملی ودموکراتیک زحمتکشان را به تاریخ 18 سنبله 1342 پیش از تدوین توشیح ونفاذ قانون اساسی به نام “ کمیته ء تدارک “ کنگره ء اول ( کنگرهء موءسس ) “ جمعیت دموکراتیک خلق “ بلند کردند . این کمیته برای نخستین بار ،در جمال مینه ودر منزل استاد رضا ء مایل هروی دایر وتشکیل گردید . این منزل ، ازسوی ببرک کارمل کرایه شد ه بود ودران با خانواده ودوبرادر نو جوان و مادر مردهء خود ؛ محمود بریالی وتوریالی یکجا کار ز نده گی ومبارزه ء میکرد ه اند .

به این ترتیب این شخصیتهای برجستهء کشور، با شناخت قبلی وگرایشهای همگون یا نزدیک با همدیگر ، با تحلیل مشخص از وضع مشخص جامعه ،جهان وتوازن قوای داخلی منطقه ، وبین لمللی پس ازیکی دودهه اختناق سیاسی بیرق نبرد عادلانهء دموکراتیک ملی ومترقی را به جنبش آوردند .

این نیرنگ نیز لازم به افشاء گری است که گرداننده گان لویه جرگه دوران خیمه سالاری ، از جملهء یک شتربار دست آورد ، فقط یک زنگ شتررا به رهبران جبهه متحد ملی افغانستان بخشیدند وهمین روز 18 سنبله و روزتأسیس شورای ملی و مرخصی عمومی دوران محمد نادرشاه ، محمد ظاهرشاه جمهوریت سردار محمد داوود و روزتأسیس کمیته سرپرست جمعیت دموکراتیک خلق را به ء بهانه شها دت احمد شاه مسعود بنام روز شهیدان نامیدند و به چشم جنبش مقاومت ملی ضد مثلث طالبان القاعده ونظامیگران پاکستا ن خاک پاشیدند

به یک سخن ، در ترکیب کمیتهء تدارک کنگرهء اول جمعیت دموکراتیک خلق میرغلام محمد غبار رییس جمعیت وطن ، نورمحمد تره کی عضو برجسته ء رهبری ویش زلمیان ، دانشمند علی محمد زهماء استاد دانشکده ء ادبیات دانشگاه کابل ، ببرک کارمل اشتراک کنندهءفعال مظاهره شهریان کابل برای آزادی انتخابات دورهء هشتم شورا ی ملی وعضو اتحا دیه محصلا ن ( دانشجویان ) دانشگاه کابل ، میراکبرخیبر استاد اکادمی پولیس محمد طاهر بدخشی و محمد صدیق روهی ، نماینده گان برجستهء همه نسلها نیمهء دوم سدهء بیست اشتراک فعال داشته اند . کهنسال ترین عضو کمیته ء تدارک کنگره ء اول “ جمعیت دموکراتیک خلق “ میر غلام محمد غبار فقید نزدیک به هفتاد سال عمر و جوان ترین اعضای آن محمد طاهر بدخشی 30 سال عمر داشته اند (5)

2 - تفاوت نظرهای مرامی و سازمانی

بیاد باید آورد که تفاوت نظر اصولی میان میرغلام محمد غبار ودیگر اعضای کمیتهء سرپرست با نزدیک شدن زمان تأسیس کنگره ، پیرامون طرح وتدوین اساسنامه ، برنامه وحل وفصل ساختارتشکیلاتی اهداف سیاسی تاکتیکی ستراتیژیک غایی وگرایش بین ا لمللی “ جمعیت دموکراتیک خلق “ پدیدار گردید.

دران زمان تعداد مجموعی حوزه های شهر کابل از10تا 12 حوزه وشمار آعضای حوزه ها به هیچ صورت از 70 عضو بیشتر نبود درنتیجه ء اختلاف نظر میان این دوگرایش سیاسی وسازمانی درون کمیته ء تدارک کنگره ضرورت دید و بازدید وگفتگو های رویاروی اعضای حوزه ها با غبار فقید وببرک کارمل احساس گردید درین شرایط استاد زهماء وزنده یاد محمد صدیق روهی با استفاده از فیلوشپ ها وسکالرشپهای کشورهای سویدن وبیروت حضور نداشتند وزنده یاد ببرک کارمل درعمل ازگرایش بخش جوان کمیته ء سرپرست نماینده گی میکرد و نورمحمد تره کی آگاهانه مایل نبود که خودرابا غبارفقید مواجه کند. منزل میرغلام مخمدغبار درکنار جادهء ولایت کابل موقعیت داشت من سرحلقه ء کمیته ء شهر آراء و کارته ء پروان بودم دران مرحله فعالیت تشکیلاتی ما ، حوزه های جمعیت بنام کمیته یاد میشد روانشاد حیدر مسعود برای من، هادی کریم ویکی دو رفیق دیگر ، زمینه ء ملاقات را با غبار فقید فراهم ساحت. این نخستین ملاقات ما با این مرد پخته جوش دوران استقلال شاه امان الله واستبداد کبیر وصغیر خاندان سلطنتی بود . سرو وضع مرتب ودریشی به تن داشتند. رنجهای طولانی زندانهای استبداد وتبعید های طولانی قامت برجستهء او را خم نکرده بود بیداد. زمان و زنده گی ازشور حیات حافظه نیرومند ونیروی مقاومت این دمو کرات انقلابی نه کاسته بود .

غبارفقید پس از تعارفات به صحبت خویش آغاز وصادقانه بیان کرد که :- درین روز ها شماری ازدوستان مرابه اخذ “ حق السکوت “ از حکومت انتقالی دکتر محمد یوسف متهم میکنند . ایشان بدون هرگونه برافروخته گی ،قباله های شرعی واسناد موثق قانونی را به ما ارایه نمودند که حکومات استبدادی درگذشته خلاف این اسناد شرعی بالای زمین پدری ایشان چنداتاقی را درکنار جادهء ولایت برای پوسته خانه اعمار کرده بود ودهها سال بدون پردا خت کرایه ازان استفاده میشد ه است این جایداد شرعا مسترد و قیمت آبادی آن نیز طبق قانون محاسبه حل وفصل شد ه بود. به ایشان گفتم ممکن مخالفا ن چنین تبلیغاتی به کنند ولی باتکیه به منطق مردم خویش به این باوریم که “ گل خشک هرگز بردیوار نمی چپسپد “ آرزو مندیم که دیدگاه شمارا دربار ه اهداف سیاسی وموازین سازمانی “جمعیت دموکراتیک خلق “ ورا هها ووسایل مبارزه ء فردای خویش بدانیم.

آنگاه غبار فقید دیدگاه خودرا وبدون پرده پوشی به این الفاظ آغاز وبا همه شفافیت بیان کردند که : “ اختلاف نظرما با “ ببرک جان “، ماهیت سیاسی دارد .ایشان به این باور بودند که از حدود قانون اساسی وشاهی مشروطه نباید گامی فرا تر نهاده شود. غبار فقید پرده از روی استبداد استعماری ونظام شاهی افغانستان برداشت وگفت “ شما از افراط کاریهای مستبدانه خاندان سلطنتی هنوزشناخت کافی ندارید از دوران محمد نادرشاه (1930 ) تا امروز ( 1964 ) ، صدها مشروطه خواه ، جوانان بیدار وترقیخواه این آب وخاک را ، به گناه مبارزه در راه آزادی دموکراسی شاهی مشروطه به دار آویخته ، لقمه ء توب ساخته زندانی تبعید واز مردم تجرید ،بد نام واز صف مبارزهء فعال ضد استعماری وضد استبدادی بیرون ریخته وبی نقش کرده اند ودر فرجام با شفا فیت وبروشنی گفتند : “ با همه شناختی که از خاندان حکمران کشور دارم باورم نمی آید که ماهیت استبداد در افغانستان ، تغییر کیفی کرده باشد خاندان حکمران ، نسل دیگری از انقلابیون نورستهء ما را به میدان خواهند کشید آنان را شناخته شکارو ترور سیاسی میکند ودر پل باغ عمومی به دار می آویزد. من مسوولیت این گونه بیدادگری و کشتار خونین نسل دیگری ازمبارزان وطن را به عهده گرفته نمیتوانم.

در پایان این دیدار الهام بخش به نماینده گی ازهمرزمان ، ازکار اقناعی وتوضیحی دلسوزانه زنده نام غبار فقید سپاسگزاری کردم وبه ایشان با اطمینان محکم گفتم که شما با کارنامه درخشان مقاومت دادخواهانه وقربانیهای بی مانند تاریخی خویش براستبداد استعماری ضربه های کاری وارد آورده اید. آرزومندم که ادامه دهنده گان سنن مبارزات ملی وضد استبدادی شما در راه تأمین حاکمیت دموکراتیک کارگران ودهقانان وتمامی زحمتکشان افغانستان با گامهای استواری بازهم به پیش روند وبر نظامات نیمه جان زمینداری اربابی وارتجاعی کشور ضربه های دیگری وارد بتوانند .درفرجام غبار فقید آرزومندی خودرا برای سعادت وپیروزی ما ابراز داشتند یا د ایشان به خیر وروان شا ن شا دباد.

شایسته گفتن است که پس از هفت سا ل ازین ملاقات هنگامیکه دراوج پیروزی مبارزات انتخاباتی هادی کریم کاندید وکالت مردم پنجشیر وبه اتهام تحریک مردم به قیام علیه نظام سلطنتی گرفتار محاکمه ومحکوم به شش سال حبس شدم ودر زندان قلعهء کرنیل دهمزنگ دریک سلول مجرد زندانی بودم ؛ غبار فقید به خاطر تداعی همان سخنان آگاهی بخش خویش علیه استبداد خاندان سلطنتی ، یک جلد از جمله پنجاه جلد کتاب “افغانستان درمسیر تاریخ “ راکه به ابتکار وهمت زنده نام استاد عبدالروءوف بینوا ازتیغ سا نسور” شاهانه دموکراسی” نجات یافته بود به وسیله ء سید عبدالحکیم شرعی جوزجانی برایم فرستادند. بپاس این همکاری دلسوزانهء فرهنگی غبار فقید ، گوهر این اثر قطورایشان را ، در رسالهء بنام “معرفی افغانستان درمسیر تاریخ “ فراهم آوردم وبه وسیله زنده نام ابراهیم سامل تایپ تکثیر ودردسترس رفیقان ودوستان واز جمله یک نسخهء آن دردسترس حقنظرنظروف دانشمند تاجیک ومترجم کارشناسان شوروی در وزارت معادن قرارگرفته بود. تا جاییکه پس از قیام هفتم ثور 1357 آگاهی یافتم اکادمیسین حقنظرنظروف از کتاب “ افغانستان در مسیر تاریخ “ در اثر با ارزش تاریخی خویش بنام “ مقام تاجیکان درتاریخ افغانستان” استفادهء گسترده کرده بود. اکادمیسین حقنظر نظروف تا پایان عمر در مرکز خاور شناسی اکادمی علوم تاجیکستان مستقل خدمت کرد.

به هرحال از توضیحات موجز ورویاروی غبار فقید به این حقایق آگاهی یا فتیم که درهمان برههء تاریخ جامعهء مستعد به تکامل ما ، گوهر اندیشه ها وارمانهای غبار فقید، استقرار شاهی مشروطه ، جدایی دین از دولت، حاکمیت قانون مبارزهء مسالمت آمیزعلیه استبداد ارتجاع واپسگرایی تندروی دفاع از صلح وامنیت پایه دار، برابری حقوق زنان بامردان تأمین حقوق و آزادیهای دموکراتیک جامعه واحترام به ا رزشهای اعلامیهء جهانی حقوق بشر بوده است

غبار فقید شخصیت آزاد اندیش ودموکرات انقلابی بود. اودنباله روی از گرایش بین لمللی مسکو، چین و حزب اخوان المسلمین مصر وخاورمیانه را زیان بخش وتجرید کننده ارزیابی میکرد و سیاست مستقل ملی نا وابسته گی وعدم انسلاک را صحیح ترین پالیسی خارجی ومنطبق به منافع مردم افغانستان می پنداشت.

گوهر اختلاف وتفاوت نظرغبار فقید با نور محمد تره کی وببرک کارمل به باورم همین گرایش روشن ایشان به رشد مستقل ملی افغانستان واحد تجزیه نا پذیر ما واستقرار دولت مشروطه شاهی به مثابه هدف غایی بود ه است .

غبار فقید پس از روشن ساختن دیدگاه ومواضع خویش وترک شرافتمندانه ء کمیتهء سرپرست “ حمعیت دموکراتیک خلق “ ازسیاست فعال حزبی درعمل کناره گیری کرد وبه کارطبع ونشرکتاب مشهور “ افغانستان درمسیر تاریخ” خود پرداخت .

طبع ونشراین اثر تاریخی غبار فقید نقش فعال و نیرومند خودرا در بیداری سیاسی ، خود آگاهی ملی واجتماعی نسلی ازروشنفکران ورو شنگران ربع آ خر سدهء بیستم جامعه مستعد به تکامل ما بجا نهاد ودر آینده نیز به حیث یک منبع و مرجع با ارزش تحقیق در مرکز توجه ونقد خلاق پژوهشگران تاریخ خراسان افغانستان ، افغانستان شناسان وخاورشناسان قرارخواهد گرفت روان این بزرگمرد تاریخ نوین کشورما شاد باد.

پس از کناره گیری داوطلبانه غبار فقید وفرزند فرهیخته ایشان آقای حشمت خلیل از فعالیت سازمانی وسیاسی ،نورمحمد تره کی ،ببرک کارمل ،استاد میراکبرخیبر ومحمد طاهر بدخشی ، این چها ر عضو کمیته ء تدارک با کمیته های ( حو زه های ) انگشت شمار نواحی شهر کابل پیوند منظم سازمانی برقرار کردند زمینه های تدارک کنگره به تدریج فراهم شد.

بیاد باید آورد که باری نورمحمد تره کی ببرک کارمل ومحمد طاهر بدخشی درمنزل محمد نعیم شایان با چندتن از ادامه دهنده گان سنن نبرد دموکراتیک فقید دکترعبدالرحمان محمودی نیز نشستی داشته اند و محمد نعیم شایان ، دکترعبدالرحیم رحیم محمودی وبه احتمال قریب به یقین دکترمحمد کاظم دادگر ، درکنگرهء موأسس ( کنگره ء اول ) “ جمعیت دموکراتیک خلق “ نیز دعوت شده بودند. با شگفتی باید یادکرد که کنگرهء اول جمعیت دموکراتیک خلق درست صد سال پس ازنخستین کنگرهء موءسسان “ جمعیت رفاقت بین المللی کارگران “ ( انترنشنل اول ) تشکیل گردید . شعار “ تسخیر حاکمیت سیاسی ، وظیفه ی کبیر طبقه ی کارگر است “ ، نخستین بار در سپتمبر 1864 و صد سال پیش از تأسیس کنگره ء جمعیت دموکراتیک خلق در لندن و قاره اروپا باتاب جهانی یافته وعقول وقلوب صد ها ملیون کارگر دهقان وزحمتکشان جهان را تسخیر کرد ه بود . ( 6)

این طوفان جهانگیر ، خلاف تصورات نماینده گان برجستهء اقتصاد بازاروطرفداران سیادت نظام پوسیدهء سرمایه سالاری در وضع کنونی با ژرفا وپهنای نوینی ازکران تا کران سیارهء ما درجوش وخروش است و از شب فردای زوال امپریالزم جهانی مژده میرساند .

موجزاینکه کنگرهء موأسس ( کنگرهء اول ) جمعیت دموکراتیک خلق پس از یکدهه واند سال اختناق سیاسی بعداز ظهر 11جدی خورشیدی برابر به اول جنوری 1965 م درشهر کابل ومنزل نور محمد تره کی واقع شیرشاه مینه (کارتهء چهار ) دعوت گردید و لی گشایش کنگره ء موأسس ( کنگره ء اول ) “جمعیت دموکراتیک خلق “ به احترام حضور و اشتراک شخصیتهای بلند پایه حزب خلق عبدالرحمان محمودی کم وبیش نیم ساعت به تأخیر افتاد درجریان این وقفه ببرک کارمل خیلی برافروخته و خسته به نظرمی آمد . ازو پرسیدم که چرا مشوش ونگران میباشند ؟ درپاسخ گفت که دوتابلیت ویلیم خورده ام . گفتم چرا ؟ گفت که چند لحظه پیش در کمیته ء تدارک روی بیانیهء اساسی کنگره مباحثه وگفتگو ی پرهیجانی دا شتیم دربیانیه ء اساسی ای که توسط رفیق نورمحمد تره کی ایراد میشود جنبش های حبیب الله کلکانی سلیمان خیل کنر زمینداوروخوگیانی ، دموکراتیک وضد فیودالی وضد استبدادی ارزیابی وتوصیف شده است. ببرک کارمل گفت این بیانیه وتحلیل سیاسی ، نیروهای استبداد ضد انقلاب وارتجاع بین لمللی را پیش از وقت ، علیه جمعیت ما تحریک میکند زیرا درنتیجهء جنبش دهقانی “امیر حبیب لله خا دم دین “ ، محمد نادر خان ازان سوی دیورند به همکاری حکومت استعماری بریتانیای کبیر به کشورما صادر وبر ویرانه های دولت شاه امان الله استقراریافت واز سوی دولت اتحاد شوروی ودولت استعمارجوی بریتانیا ی کبیر ودیگر کشورهای اروپا و آسیا به ویژه ازسوی ایران و ترکیه جوان برسمیت شناخته شدو افزود ند که بیا نیهء رفیق نورمحمد تره کی ازین ریزه کاریهای سیاسی ودیپلوماتیک تهی به نظر میرسد و به همین علت سخت مشوش هستم وهنگامیکه ازو پرسید م بیانیه اساسی چگونه ماهیتی باید داشته باشد بیدرنگ گفت که : شکل بیانیه بایستی نرم ولی ماهیت آن ضد فیودالی ضد امپریالستی وضد “ارتجاع “ (وا پسگرایی ) وتهاجمی باشد ولی رفقا کمیتهء تدارک دیدگاه من را بخوبی درک ودربیانیه ء اساسی وبه دقت بیان وتلفیق نتواستنه اند با این دلیل در بار هء آینده وسرنوشت جمعیت نو بنیاد ما مشوش هستم .

باعرض حرمت

پایا ن بخش د وم

اکادمیسین دستگیر پنجشیری

ایالت واشنگتن –امریکا

تاریخ 11عقرب 1387 خورشیدی

برابر به اول نوامبر 2008 م

مدارک

--------------------

( 4) : یادداشتهای علم ( وزیر دربار شاه ایران ) :جلد ششم 1355-1356 ص-ص 26- 28 -51

- 58- 61- 85

( 5 ) : تأسیس “ جمعیت دموکراتیک خلق 11جدی 1343 خورشیدی برابر

به اول جنوری 1965 م برگرفته از یادداشتهای صورت جلسه ء کمیته

مرکزی جمعیت دموکراتیک خلق

( 6 ) : “جمعیت رفاقت بین المللی “ ( انتر نشنل اول ) صفحاتی از

تاریح جنبش کارگری و .ک جوان شیر .ف.م ، انتشار مجدد

چا وش نوزایی کبیر .تارنمای “ اصالت “

 

اقتباس شده از سایت آریایی

 

| بازگشت به صفحه اصلی |