گر سیم ندارد کـــــــف مردانهء ما

یا بیم ندارد دل دیــــــــوانهء ما

ما صنف چکش کوب جـهان و وطنیم

ازداس ودرو سبز شـــــود دانه ء ما

" فروغ هستی "

 

انگیزه های پیدایی "خلق کارگر" و " گروه کار" ووحدت آنان با حزب واحد دمو کراتیک خلق

اکادیمیسن دستگیر پنجشیری

بخش هشتم

پس از انشعا ب " جمعیت دموکراتیک خلق " وپیدایی دو فرکسیون " خلق " و " پرچم " وجدایی فرکسیون " محفل انتظار " و درنتیجه ء مبارزات پرجوش وخروش انتخاباتی هادی کریم حاج قا در بهیار ومحمد اکرم کارگر کاندید ان و کالت ولسی جرگه درحوزه های ا نتخا باتی ولسوالی پنجشیر ،خانه آباد وچاه آب و گرفتاری توطیه گرانه من وهادی کریم وسپس بهیار واکرم کارگر به دستور مستقیم مقامات بلند پایه دولت ، محاکمه وحکم حبس طویل (شش سال ) علیه من ، وضع درون فرکسیون پرچم نیز بحرانی شد . برای آگاهی به عوامل بحران وانگیزه جدایی وانشعاب شهر الله شهپر دستگیر پنجشیری وسید عبدالحکیم شرعی از فرکسیون "پرچم " به ایجاز کامل باید نوشت که : من خود سازماندهی مبارزات انتخاباتی هادی کریم را به عهده داشتم و برای نخستین بار در حوزه های انتخاباتی پنجشیر در وضع و شرایطی به مبارزات دموکراتیک آغازکردیم که امیران وشا هان افغانستان در دوران حضور ونفوذ استعمار کهنه ، نو وتکیه گاههای شریر محلی آنان ، با پخش خواب نامه ها ، قیامت نامه ها و دیگر خرافه های چاپ بازار قصه خوانی پشاور ، فالبینان مجهول الهویه ودیگر طفیلیان دستگاهها ی جاسوسی وزارت مستعمرات بریتانیای کبیر ، روان مردم مارا مغایر گوهر ارزشها واحکام دین اسلام وسنن پسندیدهء ریشه دار مردم مسخ و شورمقاومت داد خواهانه ء مثبت توده هار ا زایل کرده بودند ضرب المثلهای :-

- من زنده ،جهان زنده ؛ من مرده جها ن مرده ،

- آدم غریب خواب کلان ،

- پشت سیر را به بینی ، روی گرسنه رانی

- تازور نباشد از شرشم تیل نمی برآید

- چی پیر چی عصای پیر - حسن حسن گوش کن دم نزن - سزای قروت آب گرم ،

- سگ حضور به از ا میر دور ،

- داری بنوش ،نداری خاموش ،

- مسجد گرم گدا آسوده ،

- نیم نان راحت جان ، یک نان بلای جان ،

- یک خانه گناه صد خانه فنا ،

- مشت ودروش (درفش ) برابر نه میشود

- شعلهء خودرا بخور وپردهء خودرا بکن ،

- باخداداده گان ستیزه نکن ،

- آب زور سر بالامیرود ،

- مورچه وقت گم شدنش پرواز میکند ،

- نداری یک خر موشی تو از موتر چی می پرسی

ودهها ضرب المثل وخرافه های سکون پرستانه وواپسگرانهء دیگر همه و همه ، تلقیات کهن و آزادی کشی بوده است که طی صدها سال ،زمینه های رویش پاسفزم سکون پرستی تسلیم طلبی سازشکاری ، زمانه سازی دنباله روی گوشه گیری مردم گریزی طفیلی گری محافظه کاری خوشباوری دلمرده گی فروتنی مفر ط و قناعت را در ژرفای شعور وروان توده های مردم پنجشیرودیگر کهستانیان هندوکش فراهم ساخته بود

چونکه هادی کریم تحصیلکرده ء دانشکده ء شرعیات دانشگاه کابل بود و به گوهر معا رف اسلامی ونظام حقوقی افغانستان آشنایی ودر سلک قضاء تجربه ء کاری وکافی داشت طبق پلان قبلا تنظیم شده ء خویش ، در چها رچوب حقوق و آزادیهای مصرحه درقانون اساسی فساد دستگاه آزادی کش حاکمه واداره ء محلی را با صراحت افشاء گری کرد. ده به ده ، دره به دره ، کوه به کوه ، چشمه به چشمه خرمن به خرمن ومسجد به مسجد آغیل به آغیل باگروه همکاران ومبلغان خویش درخم وپیچ دره ها وبرفراز کوههای بلند گام نهاد ،در دهقان خانه ها و کلبه ها ی تاریک ، با دهقانان فقیر ومالداران واغیل نشینان وشماری از عالمان صیقل شده ء دینی وتعدادی از متنفذین روشن بین محلی روی یک سفره نشست . با دهقا نان فقیر مالداران وپیشه وران در آمیخت ورنجها ی بیکران توده ها را درگوشت وپوست خود احساس کرد به سخنان پرمغز و معانی روایات ، تجربه ها و آموزشهای راویان وپاسداران سنن پسندیدهء مردم خود آشنایی یافت . حماسه های نبرد پهلوانان شاهنامه فردوسی را از شاهنامه خوانان شنید ومردم را دروشنی این گنجهای خرد ودانش نیاکان ، به مبارزه علیه پاسداران خرافه های قرون وسطایی وثبات پرستان کج آهنگ برانگیخت

آ تش امید و مبارزه ء داد خواهانه اجتماعی رایکجا با گروه کاری خود ، در دل ودامان دره های شاداب هندوکش برافروخت به خاطر تأ مین حقوق و آزادیهای دموکراتیک مردم به ویژه به خاطر تطبیق بی چون وچرای ارزشهای فصل سوم قانون اساسی دولت پادشاهی محمد ظاهر شاه تلاش پرامید کرد .در سه حوزه ء انتخاباتی ، 64 درصد آرای مردم را به دست آ ورد و لی هنگامیکه کارگران آگاه ودهقانان رزمنده ء درهء هزارهء پنجشیر با درفش گلگون جمعیت دموکراتیک خلق بسوی حوزه چها رم انتخاباتی درحرکت ظفر نمون بودند که ؛ نخست بدون هیچ دلیلی وخلاف ارزشهای دموکراتیک قانون اساسی مراگرفتار کردند وبیدرنگ به زندان کاپیسا دریک سلول تنگ وتاریک نمناک وپر از خزنده وگزنده انتقال دادند وسپس صندوق انتخاباتی هادی کریم را مهروموم نمودند درین وضع هادی کریم با وصف کنترول جدی راهها به یاری وهمکاری کارگران آگاه پنجشیر خودرا به کابل ونزد ببرک کامل رسانید واتفاقا همینکه منصوری وزیر داخله از خلال جر وبحثهای تیلفونی واعتراض قانونی ببرک کارمل از حضور هادی کریم آگاهی یافت او نیز درکابل ودر محل کار رهبر فرکسیون پرچم گرفتار شد وبیدرنگ به ولایت کاپیسا انتقال یافت وخلاف قانون حبس واز حق قانونی حاکمیت و وکالت مردم محروم ساخته شد وبجای او عبد لقیوم فرزند کرنیل نواب خان پنجشیری از درون صندوق انتخاباتی سربلند کرد

شا یسته ء گفتن است که کرنیل نواب خان همان افسر شیر اندا م قوی هیکل شجاع و آزادی دوستی بود ه است که در خط اول جبهه جنگ استقلال افغانستان تا "علی مسجد " برقوای مجهز انگلیس تاخته و تعرض دشمن را درهم شکسته بود و لی شاه امان لله بجای قدر شناسی از کرنیل نواب خان و فاتح سنگر دشمن آب وخاک ما ،لقب وافتخار مار شالی ر ابه شاه ولیخان شوهر همشیرهء خود بخشید با شگفتی باید یاد کرد که پس از سرکوب توطیه آمیز امیر حبیب لله کلکانی ازسوی دشمنان سوگند خوردهء کهستا نیان هندوکش ، کرنیل نواب خان نیز فرار مرغاب شد مارشال شاه ولی برای جبران سبک نظری و گناهان برادران مستبد خود علیه غازی کرنیل نواب خان ، پس از دهها سال به اداره ء محلی سفارش نامه نوشت وحق حاکمیت مردم پنجشیر ووکالت را به عبدالقیوم فرزند کرنیل نواب خان حاتم بخشی فرمود این راز را وکیل قیوم خود پس از سقوط سردار محمد داوود برایم فاش کرد ، وکیل قیوم دردوران سردار محمد داوود یاغی بود ودردوران حاکمیت " حزب دموکراتیک خلق افغانستان " به تضمین من ازدامان گذرگاه خاواک و "سفید چیر" به شهر پر غوغای کابل فرود آمد ولی پس ازسقوط پنجشیر از سوی فرمانده مسعود ، حفیظ الله امین اعتماد خودر ا براو ازدست داد منزلش زیر مراقبت پولیس قرار گرفت یک صبح در وزارت فواید عامه نزدم آمد وگفت که حفیظ الله امین به قول و قرار خود وفا نه می کند احتمال دارد که برمن حمله نماید ومیدانم که شما نیز زیر مراقبت او قراردارید وازآزادی وامنیت شخصی من وخانواده ام دفاع نمی توانید بنابرین من به وطن میروم وهرگز علیه دولت شما بغاوت نمیکنم وبه تعهد خود وفادار هستم .

اتفاقا که درهمان روز خدا حافظی کابل را ترک کرد ه دوباره به زادگاه خود و به قریه ء "سفید چیر" وعلاقه داری حصه ء اول پنجشیر رفت وتا پایا ن عمر در سفید چیر پنجشیر زنده گی کرد وفرمانده مسعود نیز اورا به حال خودش گذاشته بود

به هرحال درنتیجه برخوردهای دوگانه ومتضاد حکومت سردار نوراحمد اعتمادی ودربار ، با کاندیدا ن شهری واطرافی " فرکسیون پرچم " ، سرانجام براساس پیام کتبی زنده نام شهپرالله شهپر شهید عضو کمیتهء مرکزی وسید عبد الحکیم شرعی جوزجانی نا یب رییس کنگره موءسس جمعیت دموکراتیک خلق در17 حوت 1348 خورشیدی از " فرکسیو ن پرچم " جداشدیم ( 29 ) بخشی از متن نامه ء قلمی زنده یاد شهپر شهید اینک پس از 39 سال تمام به حیث یک سند حزبی وبدون هیچگونه آراستن وپیراستن به نشر سپرده میشود : " آنان می خواهند ازشما به حیث آخرین وسیله استفاده نمایند ، شما محبوس هستید .ازین بالا فعلا مجازاتی وجود ندارد . لهذا درمو قف خود همچنان مستحکم استوار و پایه دار باقی به مانید و .و.و. "

اگرکه دران برهه مبارزهء در ون فرکسیون پرچم زنده یاد ببرک کارمل و محترم دکتو ر اناهیتا مرا دوبار در زندان کاپیسا ودر قلعه جدید دهمزنگ ملاقات کردند وبه خاطر رفع شک وتفکر ذهنیگرانه ء ما حاضر به استعفا ء داوطلبانه خود ازرهبری فرکسیو ن پرچم شدند ولی من دران مرحله به درستی به این ریزه کاریها ی سیاسی آگاهی نداشته ام که دولت درشهرکابل ومرکز سیاست وادا ره علیه رهبر یک جریان سیاسی طرفدار گرایش بین المللی اتحاد شوروی درپیش چشمان باز ژورنالستان وسفارتخانه های دول متحابه حمله و " دمو کراسی تاجدار " را بدنام نمی توانسته است بنابر ین براساس یک شک و تردید ذهنیگرانه ، از موضع خود علیه سیاست یک بام ودو هوایی دولت فرتوت سلطنتی پسروی نه کرد ه وخلاف پالیسی قانونی فرکسیون " پرچم " علیه همه امیران وشاهان وطنفروش افغانستان وبرضد افراطکاریها مستبدانه خودسری ها ی مقامات رهبری کننده ء قوه قضاییه حکومت دستگاه آزادی کش سارنوالی واداره پولیس و زندانهای استبداد ، در محکمه ء استیناف فریاد اعتراض وخشم وخروش خودرا براساس احکام دموکراتیک فصل سوم قانون اساسی دولت پاد شاهی ا رزشهای اعلامیه حقوق بشر وقانون اجرا ات جزایی بلند کردم وبا الهام از نامه ء شهپر شهید ، درحریم سلطنت به کنایه اشاره و به الفاظ زیرین تها جم افشاء گرانه وتعرض خودرا با ا ند کی " چپ روی " آغا ز نهادم و میان روش دوران زندان خود ومشی "فرکسیون پرچم " مرز کشیدم

" رییس واعضای محترم محکمهء عالی استیناف دولت پا دشاهی افغانستان .

" درتاریخ محاکمات افغانستان خاصه طی چند دههء اخیر ، یک ستمگر وخاین ملی

یک وزیر والی وبیروکرات فاسد ورشوه خوار یک ملاک بزرگ وفیودال ولو دهقانان فقیر وبی گناه را زنده زنده سوخته ودر خرمن هستی داس بدستان وطن آتش بیداد افروخته باشد ،یا یک تاجر وقصر نشین ستمگر وطفیلی ، تعقیب گرفتار ،توقیف ومحاکمهء قانونی وعدالت تأمین نشده است . یک برسی ساده درمحابس عمومی افغانستان مبین این وقعیت تلخ تاریخ کشور ما است که همین اکنون فقط

آفتابه د ز دان ، خس د زدان ، کیسه بران دهقانان بی زمین وکم زمین زحمتکشان شهری کارگران صنایع دستی پیشه وران روستاها وشهرها ودر دوران

" دموکراسی " استادان دانشگاه دانشجویان دانشکده ها ، دکتوران طب دانش آموزان کارمندان پایین رتبهء دولت فرهنگیان کارگران پیشرو مراکز صنعتی ودیگر وطنپرستان محکوم تحت محاکمه بی سر نوشت در انتظار محاکمهء نا معلوم ومرگ اند . جریان محاکمه وبرخورد ظالمانه محکمه ء کاپیسا مبین این واقعیت تلخ بود که . . . . هنوز محافل حاکمه مانند دوره های سیاه استبداد استعماری بر محاکم کشور تسلط فراوان دارند ........ محاکم طوری که شاید وباید از صلاحیتهای قانونی بطور مستقل استفاده نمی توانند وبنابر علل فراوان که مجال ذکر آن درین اعتراضیه نیست زیر تأثیر میروند وحقوق توده های محروم وستمکش را به نفع یک اقلیت کوچک غوطه ور درعالیترین امتیازات جامعه ( اشرفیت ) زیر پا می نهند .......ووووغیره "

قضات محترم

... قصهء غم انگیز استبداد وستمهای ملی واجتماعی برابر عمر دور ودراز جوامع طبقاتی ،طولانی ، دردناک و استخوانسوز است . استبداد وحشی بویژه استبداد استعماری ومیراثخواران سیاهکار آنان درکشور نیمه فیودالی ما ودر سیارهء ما ،ارمانهای ملیونها انسان شرافتمند وبیگنا هان را در هرکجای جهان سرکوب خونین ونبرد مقاومت جویانه مردم آزاد اندیش وترقیخواهان را منکوب وبدنام کرده است دیگر این واقعیتهای تلخ تاریخ ، کاملا آشکار است که : برخوردهای ظالمانه وافراط کاریهای مستبدانه از سرشت اقلیتهای اشرافی غوطه ور در عا لیترین امتیازات اجتماعی اقتصادی و مستبدین آب میخورد .

همین اکنون دردوران اعتلای نهضت نجات بخش ملی ؛ درعصر شکست زنجیر های استبداد استعماری ،قیود برده گی و اسارت معنوی ، عمال حکومت بامن چنان با خشونت تعصب آمیزی برخورد میکنند که تصورکنید پشتونخوا وبلوچستان را فروخته ، یا معاهده گندمک ،دیورند وقرار داد وطنفروشانه ء

" آب هیلمند " را امضاء ، یا ازخون ملیومها انسان زحمتکش کاخهای باشکوهی را خلاف استحقاق ،شایسته گی وکا ر خلاق اجتماعی در اینجا و آنجا آباد کرده باشم

محترم رییس واعضای محترم استیناف :

از هنگامی که بصورت غیر قانونی در علاقه داری حصهء دوم پنجشیر خودسرانه تعقیب ،بازداشت ،توقیف وحبس گردیده ام تا این لحظه که با عشق آتشین به وطن ، خلق ء ایمان بی تزلزل به آیندهء بشریت ترقیخواه ،دورنمای درخشان آزادی وعدالت اجتماعی ، به امید پیروزی اصول جهان بینی علمی واندیشه های دموکراسی آزادی با خوشبینی تاریخی در زندان سیاه استبداد فیودالی بسر میبرم ؛دهها عمل غیر قانونی وصدها رفتار ظالمانه وخلاف کرامت انسانی عمال استبداد را از نزدیک دیده وشنیده ام و.و.و.... "

درجریان این محاکمه به شمول پدر برادران وفرزند نو جوان ونزدیکانم در حدود چهل تن از فعالان سیاسی خلق کارگر اشتراک داشتند محکمه با یک رأی مخالف ودو رأی موافق ،حکم شش سال حبس را علیه من صادر کرد

ولی پدر سپید مویم که جگرن بازنشسته ء اردو بود به هنگامیکه دستبندهارا بدستانم زدند وبسوی سلولهای مجرد قلعه ء کرنیل برده میشدم با لبان پرخنده به پیشانی ام بوسه زد و گفت بروبچیم " دوزخ روی مردانه رو " یاد ش به خیر باد وروانش شاد

( 30) : دفاعیه ء دستگیر پنجشیری در محکمه ء استیناف دولت پادشاهی افغانستان ، صص 54 - 55 - 58 - 72-73

فرایند وحدت "خلق کارگر" با " فرکسیون خلق "

همانگونه که دربخشهای ششم وهفتم بروشنی بیان شد جمعیت دموکراتیک خلق درنتیجه ء مبارزات حاد سازمانی وسیاسی درونی وبیرونی به ویژه به علت حضور ونفوذ شتابنده حفیظ الله امین در رهبری "فرکسیون خلق " به تاریخ 14 ثور 1346 خورشیدی ، به دوشاخه ء روینده ء "خلق "و "پرچم " منشعب شد وسپس در سال 1347 خورشیدی محمد طاهر بدخشی بافرکسیون " خلق " راه خودرا جدا کرد در پایان سال 1348 خورشیدی و درجریان مبارزات انتخاباتی برای ولسی جرگه به اتهام " دادن شعار ضد نظام سلطنتی و تحریک مردم به مبارزهء مسلحانه ..." زندانی محاکمه وبه شش سال حبس محکوم شدم دردوران زندان قلعه ء جدید در17حوت سال 1349 خورشیدی به مشوره شهرالله شهپریکی از ترکتباران کرانه های آمو ویکی از قاطع ترین ا عضا ی کمیته مرکزی منتخب کنگره از پرچم انشعاب خودرا اعلان وسازمان مستقل سیاسی ای را از کارگران آگاه شمال وجنوب هندوکش ودانشجویان روستایی تشکیل کردیم این نیروهای ثابتقدم از دهقانخانه های کرانه های آمو هری ر ود کوهستانیان هندوکش وازمراکز صنعتی وکارگری شهرهای آفغانستان جوانه زده بود ترکیب قومی ومذهبی این سازمان نیز خیلی گونا گون وپر تنوع بود اکثریت قریب به اتفاق صفوف وفعالان " خلق کارگر" به اقوام ازبک ترکمن هزاره عرب ایماق تاجیک کوهی پشه یی فرقه اسماعیلیه قوم صافی وشماری از افغانان صیقل شده ء وطن پیوند اجتماعی وقومی داشتند

فرایند وحدت فرکسیون " خلق " با شاخهء " خلق کارگر "

اتفاقا دکتور صا لح محمد زیری عضو کمیته ء مرکزی فرکسیون خلق نیز درجریان مبارزات انتخاباتیی قندهار زندانی شد وبه زندان قلعهء جدید دهمزنگ انتقال یافت . چونکه هردو زندانی هم طبق هم طبقه وهمزنجیر بودیم

درجریان یکسال زنده گی واحساس دردهای مشترک به این نتیجه رسیدیم که فرکسیون خلق وخلق کارگر ازلحاظ پیوند طبقاتی بهم نزدیکی اجتماعی دارند وشمال وجنوب هندوکش بیدار خاستگاه کار زنده گی ومبارزهء آنان است درین فرکسیونها، نما ینده گان آگاه دهقانان فقیر کارگران آموزگار ان معارف وبخشی از روشنفکران کشوری ولشکری سازمان یافته اند بنابرین درنتیجه ء وحدت سازمانی سیاسی ورهبری بدون تر س از اشتباه به یک حزب واحد سرتاسری تبدیل میشوند وسرانجام درنتیجهء تلاشهای پیگیر ومشترک دکتور صالح محمد زیری واینجانب رهبری وفعالان سیاسی هردو فرکسیون به وحدت سیاسی سازمانی ورهبری بدون قید وشرط همبسته گی رزمجویانه ء خودرا در اول می 1970 باصدور پیامهای شور انگیزی اعلان کردند روز اول می روز همبسته گی بین امللی کارگران جهان بود هردو جریان "خلق " و " خلق کارگر " ازدو سمت وسو ی شمال وجنوب "پارک زرنگار" به گونه دو موج سرکش وخروشا ن بهم یکحا شدند . نخست زنده یاد شهرالله شهپرغضو کمیته ء مرکزی منتخب کنگرهء موءسس (کنگرهء اول ) پیام آتشین " وحدت " را که از زندان قلعه کرنیل دهمزنگ فرستاده بودم باشور وهیجان آتشین قراأت کرد و سپس د کتور شاه ولی پیام فرکسیون " خلق" را به نماینده گی از روانشاد نورمحمد تره کی به اشتراک کننده گان مظاهره رسانید .

این پیامها باجوش وخروش انقلابی وغریوهای همبسته گی وشعارهای وحدت آفرین : " زنده باد وحدت پایه دار جمعیت دموکراتیک خلق وزنده باد وحدت خلق افغانستان " استقبال گرم شد وهردو فرکسیون با درک ضرورت تاریخی وحدت و اتحاد نیروهای سیاسی آگاهانه بهم پیوستند وزیرنام وبیرق گلگون " جمعیت دموکراتیک خلق " بازهم به مبارزه ء ملی ودموکراتیک خود اد ا مه دادند وبرای نخستین بار درتاریخ افغانستان پالیسی نفاق افگنانه ء استبداد استعماری ، توطیه های محافل کهنه کار و دربار سلطنتی به نیرو ی همبسته گی آگاهانه اجتماعی ملی فرزندان همه گروههای قومی افغانستان افشاء وخنثا گردید واین دوفرکسیون مستقل سرنوشت خودرا با رشته های منافع همه گروههای قومی برابر حقوق افغانستان گره زد و جوشش بخشید وباصفوف فشرده تر مارش ظفر آفرین خودرا برضد نظام نیمه فیوالی وتکیه گاههای لرزان خاندان سلطنتی با کفیت نو آغازنهاد

پیدایی سازمان کارگران جوان "کجا " بخشی از اعضای فرکسیون "خلق کارگر " درجریان مبارزه علیه گسترش نفوذ گرو ه سیطره جوی حفیظ ا لله امین باردیگر بادریغ ودرد بدون محاکمه ء سازمانی ودلیل منطقی مجبور به طرد جدایی از فرکسیون خلق گردیدند این نیروها غالبا کارگران آگاه مراکز صنعتی بودند این کارگران آگاه بازهم بنام " کارگران جوان افغانستان " (کجا ) متشکل شدند این سازمان تا 12 سرطان 1356 خورشیدی ووحدت فرکسیونهای عمدهء خلق وپرچم فعالیت بی سر وصدامیکرد پس از تأ مین وحدت عام وتام جریان دموکراتیک خلق ، بخشی از ین کارگران جوان به سرکرده گی زنده یاد ابراهیم سامل یکی از فعالان سابقه دار جریان دموکراتیک خلق انحلال خودرا اعلان وبه جریان دموکراتیک خلق پیوستند . برافرشته باد درفش لاله گون کارگران جوان جدایی گروه کار از فرکسیون " خلق"

پس از وحدت خلق با خلق کارگر ،بازهم تب وتاب فرکسیون " خلق " بالارفت . ا مان الله استوار ، شهید عظیم گوهر ی ، انجنیر واحد صبری پویا فاریابی استاد آصف ارغند اب ، انجنیر مضرابشاه هاشم پیکار ودیگر فعالان گوشه گوشهء افغانستان موضوعهای ، تشکیل کنگره ء دوم جمعیت دموکراتیک خلق تصویب اسا سنامه مرامنامه ء ج.د.خ.ا. و تنزیل مقام حفیظ الله امین را مطرح کردند زیرا حفیظ الله امین خلاف احکام اساسنامه جمعیت دموکراتیک خلق بدون طی دوره ء آزمایشی به عضویت کمیتهء مرکزی جمعیت دموکراتیک خلق راه یافته بود ولی به خواست عادلانه واصولی آنان نه تنها از سوی رهبری فرکسیون خلق تمکین نشد ، بل امان لله استوار و شماری از فعالان برجستهء گوشه گوشهء افغانستان از فرکسیون خلق اخراج و پیوند هوادا ران آنان بدون محاکمه ء حزبی از سازمانهای جمعیت دموکراتیک خلق قطع وگسسته شد در چنین وضع اکثریت کادرهای 10 ولایت شمال به تشکیل کنفرانسهای خود آغاز نهادند و هسته رهبری "گروه کار " به ابتکار ا ما ن الله استوار شهید عظیم گوهری ، زنده یاد انجنیر واحد صبری ، غفور پویا فاریابی انجنیر نضرابشاه استاد اصف ارغنداب وهاشم پیکار درحوت 1351 خورشیدی جوانه زد تا سقوط دکتاتوری حفیظ الله امین بصورت بی سر وصدا کار زنده گی ومبارزه کرد وپس از 6 جدی 1358 خورشیدی فرآیند وحدت گروه کار با حزب دموکراتیک خلق زیر رهبری ببرک کارمل تأمین گردید درباره ء تاریخ کارزنده گی ومبارزه ء سپاهیان گمنام " گروه کار " دیپلوم انجنیر امان الله استوار میتواند وباید اطلاعات واسناد موثق وسودمندی را در دسترس نسلهای روینده ء امروز وفردای مهین قرار دهند وگنجینه مبارزات آگاهانه زحمتکشان افغانستان را غنای بیشتر بخشند

باعرض حرمت

اکادمیسین دستگیر پنجشیری

ایا لت واشنگتن – امریکا

24 قوس 1387 خورشیدی

برا بر به ماه دسامبر 2008 ع

مدارک

............................

( 29 ) : نامه ء قلمی شهید شهرالله شهپر عضو کمیتهء مرکزی منتخب کنگره ء اول جمعیت دموکراتیک خلق

( 30 ) : دفاعیه ء دستگیر پنجشیری ؛درمحکمه ء استیناف دولت پادشاهی افغانستان صص 72- 73 . تاریخ طبع 1383 خورشیدی .

محل چاپ : مطبعه بنگاه نشرات میوند

( 31 ) : روزشمار وقایع افعانستان : تهیه کننده محمودحامد علمی

تاریخ نشر : اگست 1999

محل نشر : لندن

 

اقتباس شده از سایت آریایی

 

| بازگشت به صفحه اصلی |